همین الان
همین لحظه
دلم شدید یه قلم خوب میخواد
برای خالی شدن
یا یه خط خوب
برای نوشتن
یا یه مداد سیاه
برای کشیدن
همین الان و همین لحظه دلم ازون دخترونه هایی میخواد
که همه ازش میگن
دلم ی تخته شاسی گل گلی میخواد و یه هندزفری
با اهنگای سنتی قدیمی
دلم شدید حیاط اون خونه ای رو میخواد
که مادربزرگ همیشه قبل از خواب ازش میگه
دلم ازون لباسای شیرازی میخواد و
چای با عطر نارنج !
همین الان و همین لحظه
چ شب خوبی بود دیشب :))
خیابون گردی و اهنگ گوش دادن
و درخواستی عزیز و کلی خوشحال شدنش :) (من تهرونمو میخام ! )
اش و کشک بادمجون و میرزا قاسمی و پیراشکی ! خوردن رو تخت و تو هوای نسبتا سرد طرقبه :)
ب هوای جاده ی خلوت پا ب جایی گذاشتن و از ی جای دیگه سردراوردن وحریق سبز و عطر خاطره گوش دادن :)
کنار خیابون بلال خوردن و قارچ کبابی :) (ک البته برای بار سوم در حسرت فلفل قرمز سوختم !)
و البته کادوی تول
برچسب: دیگه, نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43
چقد خوبه ک مشهدیم :)
صبح مامانم گفت بریم حرم ؟ و با تاییدیه ی ما ظهر تو صحن جمهوری بودیم :)
تنها بدیش این بود ک حواسم نبود و شال زرشکی سرم کرده بودم :/
دیروزم ک ی وضعی بود ...
هنوز صدای جیغ جیغ بچه ها تو گوشمه :دی
+هانا چقد با نمک شده ^-^
++ کتاب میخام :/
+++ تابستونم بیخود گذشت :/ البته ب جز ی قسمتش !
++++ یاد محمد افتادم :دی یکی از کارکنای هتلمون
فارسی رو خوب حرف میزد ، و با نمک
ی روز تو نقشه ش
برچسب: خوشحالم, نویسنده: آریا پورعلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43